تبليغاتX
کانون فرهنگی اجتماعی آنادیلی آیتوس
قابل توجه اعضای محترم کانون آیتوس:

 

با توجه به کمبود بودجه فرهنگی دانشگاه فعالیت

های کانون در این ترم در دوبرنامه به شرح ذیل

خلاصه میگردد:

۱.برگزاری شب شعر

۲.دعوت از گروه موسیقی سنتی ساوالان

در ضمن در مراسم شب شعر از سرکار خانم مرضیه

 امیری دانشجوی رشته روانشناسی و دبیر سابق

 کانون به مدت دو دوره تجلیل و تشکر بعمل خواهد

 آمد.

 

+ نوشته شده توسط ائلشن در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 13:45 |
 

بيجار در غرب ايران واقع شده و از نظر اداري تابع استان کردستان مي باشد داراي 7730 کيلومتر مربع مساحت بوده و از شمال شرقي به استان زنجان ، از شمال غربي به شهرستان تکاب ( در آذربايجان غربي)، از جنوب به شهرستان قروه، از جنوب شرقي به قسمت کوچکي از استان همدان و از غرب به سنندج و ديواندره محدود است. بيجار منطقه اي است در امتداد سلسله جبال غربي ايران و يک سوم اراضي آن کوهستاني است. جنس خاک آن از سنگهاي رسوبي مخصوصا" ترکيبات رسي و آهکي و متعلق به دگرگونيهاي دوران سوم است. شهر بيجار به ((بام ايران)) شهرت دارد چرا که 1940 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و770 متر از تهران بلندتراست. اين شهر بعد از شهر کرد بلندترين شهر ايران بوده ودر طول 47 درجه و 36 دقيقه شرقي گرينويچ و عرض شمالي 35 درج و52 دقيقه استوا قرار دارد . قدمت تاريخي اين منطقه به 7000 سال قبل برميگردد و آثار بدست آمده از تپه هاي باستاني آن قابل مقايسه با آثار بدست آمده از تپه (( يانيق تپه)) ميباشد. قلعه ((قمچي چاي)) یا همان آیتوس با قدمتي 6هزار ساله در فاصله 45كيلومتري شمال بيجار و در نزديكي ((ياستي كند)) قرار دارد. در قرن پانزدهم، بيجار روستايي بيش نبود و گفته مي شود كه به ((شاه اسماعيل)) نخستين پادشاه دودمان صفويه تعلق داشت .

در حدود يك قرن قبل ساكنان آن تا اندازه اي متمكن شدند كه توانستند مالك زمين و خانه هاي خود شوند . اين تمكن در ايران علامت آزادي به شمار مي رود . بيجار به يك شهر تبديل يافت، ولي موقع جغرافيايي آن طوري نبود كه به صورت مركز بازرگاني در آيد. بلكه تنها بازاري شد براي فروش فرآورده هاي كشاورزي و اهميت چنداني پيدا نكرد . در سال 1296 ه.ق با قحطي بزرگي كه در تبريز و آذربايجان به وقوع پيوست، در اين هنگام بدستور ((امير نظام گروسي))، حاكم وقت بيجار، دهها خروار گندم از گروس به تبريز منتقل گرديد و مردم تبريز را از قحطي و مرگ رهانيد به همين علت از اين تاريخ به بعد بيجار گروس را حتي تبريز كوچك نيز ناميده اند. مردم بيجار گروس در جريان انقلاب مشروطه بر خلاف شهرهاي همسايه غربي با 300 سوار به ياري و كمك ((ستارخان)) و ديگر دليران مشروطه آذربايجان شتافتند.

بيجار گروس در 1325 شمسي همزمان با شكست ((فرقه دموكرات آذربايجان)) و تشديد فشارهاي حكومت پهلوي به مردم آذربايجان و شدت يافتن اعمال استعماري بر عليه آذربايجان، از استان چهارم (آذربايجان) منفك گرديده و به استان همدان واگذار گرديد و نهايتا در 1337 با تشكيل استان كردستان بيجار گروس به اين استان ضميمه شد و اين در حاليست كه با بررسي تاريخي مشخص ميگردد كه اين منطقه همواره جزو ايالت و منطقه آذربايجان بوده و هميشه از ناحيه غرب مورد حمله و غارتگري و چپاول قرار ميگرفته است.

بيجار گروس همينك وسيعترين و پرآب ترين منطقه استان كردستان ميباشد و به انبار غله ايران نيز مشهور است. در اين منطقه چهار رود پرآب به نامهاي ((قزل اوزن ))، ((قمچي چاي))، ((اوزون دره))، ((تلوار)) وجود دارد. اکثر مردم اين شهرستان مسلمان و 70% شيعه و 30% سني هستند در سابق تعدادي يهودي در اين شهر ساکن بودند که همگي مهاجرت کرده اند. صنايع دستي اين منطقه را قالي، قاليچه، گليم، جاجيم، سجاده، نمد، توري، دستکش، جوراب و ... تشکيل مي دهند و فرش هاي اين منطقه از شهرت جهاني برخوردار بوده و به خارج صادر ميشوند. در خصوص قالي بيجار گروس ميتوان به مطلب ذيل كه عينا از سايت www.bijariran.comو يا كتاب ((فرهنگ مردم گروس)) نوشته ((سيد محمود هاشمي نيا و ملوك ملك محمدي))، چاپ امين-قم، تابستان 1380 نقل ميگردد، مراجعه نمود: ((در نخستين سال هاي بين دو جنگ جهاني به ندرت قالي در اين ناحيه بافته مي شد . سپس در اواسط قرن بيستم اين صنعت به تدريج احياء شد تادر سال 1938 كه در حدود 1000 دستگاه بافندگي دراين ناحيه مشغول كار بود و فراورده سالانه آن به هزار تخته مي رسيد . در قرن گذشته روسا و خوانين مشرق كردستان كرد نبودند بلكه ترك بودند , به طوري كه عده اي از آنها تا امروز نيز ترك هستند . اغلب قبايل ترك به عكس اكثر قبايل ايراني قالي هاي خود را مثل قاليهاي بيجار دو پوده مي بافند . در بين اين قبايل ترك ناحيه هريس و تبريز , قشقائيها فارس و بعضي از ايالات افشار را در كرمان مي توان نام برد . احتمال بسيار دارد كه خوانين ترك شرق كردستان ( شايد عده اي از افراد خاندان افشار كه هنوز در شمال بيجار مالك چندين روستا هستند , به صفحه 242 مراجعه شود ). براي قصور خود به قاليهاي بزرگ و محكم نياز داشتند , حال چگونه مي توانستند چنين فرش هايي تهيه كنند ؟ بديهي است دستور دادند آنها را به همان شيوه عشايري و با با همان گره تركي و دو پوده پشمي تهيه كنند . يعني به همان شيوه اي كه قالي يوشاك تا به امروز بافته مي شود. در واقع قالي بيجار ميتواند يكي از خويشاوندان دور قالي يوشاك تركيه باشد . چنانچه اين فرضيه درست باشد بقيه نيز درست خواهد بود، ((بهاين)) معني ككه چون پشم ( به عكي نخ ) ماده اي است كه حالت ارتجاعي دارد براي به دست آوردن فرشي كه مثلاً در هر اينچ 12×12 گره داشته باشد پود هاي پشمي را بايد با شدت كوبيد كه در تنيجه قالي هاي خشن و فشرده به دست مي آيد، يعني همان ويژگي هايي كه در قالي بيجار ديده مي شود)).

مهمترين آثار تاريخي بيجار نيز عبارتند از قلعه بزرگ قم چقا (آیتوس)، پل تاريخي صلوات آباد ، بناي سنگي اوچ گنبد ،مسجد تاريخي خسروآباد ، تيمچه حاج شهباز خان ، تيمچه امير تومان متعلق به دوره صفويه ، زيارتگاه حمزه عرب ، پنجه علي ، آثار سد خاکي جعفر آباد ، تپه نجف آباد ، مقبره آ يت الله فاضل گروسي و قلعه هاي تاريخي بسيار و مقابر و امامزاده هايي چون سيد مسيب سيد شکر ، مقبره صاحبه ، گنبد پير صالح ، مقبره سيد خضر از جمله اماکن و آثار تاريخي مو جود در شهرستان بيجار هستند و جمعا" حدود 60 اثر باستاني و تاريخي در آ ن شناسايي شده اند . از مساجد بيجار مي توان مسا جد قا ئم، جامع بازار، اميرالمو منين، سيد ا لشهدا ء، امام رضا، فاطميه، ابوالفضل، موسي ابن جعفر، حضرت محمد ص، امام حسن، وحسينيه شهر را نام برد.

مراسم تاسوعا و عاشورا ي بيجار در ايران کم نظير است و مردم در برگزاري آن مشارکت فعال دارند و هر ساله خبر نگاران از کشو رهاي خارجي جهت تهيه گزارش در آ ن شرکت ميکنند. مردم اين شهر در زنده نگه داشتن عاشوراي حسيني بسيار متعصب و متاثرند بهمين جهت به محض مشاهده هلال محرم در آسمان چند علم سياه و منقوش را بر پشت بام مساجد و تكايا مي افرازند و طلاق آنها نيز با پارچه هاي سياه كه اشعار محزون و مذهبي بر آنها نوشته شده، ميپوشانند هم چنين با پارچه هاي مربع يا مثلث شكل كه بر آنها نامهاي الله، محمد، علي، حسن، حسين، فاطمه، يا قمربني هاشم و يا ابوالفضل نقش بسته است ستونها و طلاق نماهاي درون مساجد را مي پوشاند. در اين ماه بيشتر مردم بپاس شهيد شدن امام حسين و يارانش سياه پوش هستنند و در اين مدت خود رااز تمام شاديها بيگانه ميدانند و اصولا تمايلي به شادي خويش ندارند به همين مناسبت بيشر مردان ريش نمي زنند و زنان به آرايشگاه نمي روند و حنا نمي گيرند، روز تاسوعا و عاشورا از خوردن سير و پياز به صورت خام اجتناب مي نمايند زيرا خود را عزادار مي دانند روز عاشورا گروهي از مردان پا برهنه هستنند وعده اي آب نمي نوشند بپاس اينكه امام حسين در صحراي كربلا تشنه لب به شهادت رسيده است در همين ايام نذر و نيازهاي فراواني مي نمايند از جمله دادن حليم و طعام به فقرا و نياز مندان و سر بريدن قرباني در جلو هيئت هاي عزا دار و تقسيم گوشت بين خانواده هاي حاجتمند. عزاداري مانند سينه زني و زنجير زني و غيره است .

جمعيت نيمه شرقي استان كردستان(منطقه گروس) شيعه مذهب بوده و اكثرا ترك زبان ميباشند. ترك زبانان منطقه گروس در 8 نقطه شهري و 400 روستا در شهرستانهاي ((بيجار گروس)) و ((قروه گروس)) ساكن هستند. در حال حاضر آمار دقيقي از تركهاي منطقه گروس وجود ندارد اما تركهاي بيجار گروس در همه دوره ها نماينده ترك زبان روانه مجلس نموده اند. با وجود قابليتهاي بسيار بالاي منطقه، متاسفانه بيجار نسبت به شهرهاي غربي استان كردستان محروميت و عقب ماندگي بيشتري را داراست و طرحهاي عمراني اين منطقه با سرعت لاك پشتي در حال اجرا ميباشند.

بعد از تشكيل استان كردستان كه كوه ((چنگ الماس)) حد و مرز آذربايجان و كردستان تعيين شد، شاعر ترك زبان بيجار ترانه ايي ميسرايد كه اكنون نيز زنان منطقه هنگام تنهايي و هنگام قالي بافي اين ترانه را زمزمه ميكنند:

چنگ الماسين يئلي اسدي
آجىسي دوغرادي كسدي
حاجامات آلمايين بسدي
قان آپاردي حالدان مني
ايراق سالدي ائلدن مني

+ نوشته شده توسط ائلشن در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 13:30 |

گونده منه باش ووران ، ایندی منه داش وورور


             ایندی منه داش ووران ، اوزگه لره باش وورور

اوزگه اگر داش وورور ، دردینه دوزمگ اولار

              باخ بورا سوز بوردادير ، داشلاري يولداش وورور


چراغ اؤز ديبينه ايشق وئرمز

دالدادا كله گله ن ، گوز قاباغيندا دوغار

همدان اوزاخ ، كرديسي ياخين
+ نوشته شده توسط ائلشن در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 13:24 |
بهرنگی در شهریور ۱۳۴۷در رود ارس و در ساحل روستای شام‌گوالیک غرق شد و جسدش را چند روز بعد در ۱۲ شهریور در نزدیکی پاسگاه کلاله در چند کیلومتری محل غرق شدنش از آب گرفتند. جنازهٔ او در گورستان امامیهٔ تبریز دفن شده‌است.

نظریات متعدد و مختلفی دربارهٔ مرگ بهرنگی وجود دارد. از روزهای اول پس از مرگ او، در علل مرگ او هم در رسانه‌ها و هم به شکل شایعه بحث‌هایی وجود داشته‌است. یک نظریه این است که وی به دستورِ یا به دستِ عوامل دولت پادشاهی پهلوی کشته شده‌است. نظریهٔ دیگر این است که وی به علت بلد نبودن شنا در ارس غرق شده‌است.

تنها کسی که معلوم شده‌است در زمان مرگ یا نزدیک به آن زمان، همراه بهرنگی بوده‌است شخصی به نام حمزه فراهتی است که بهرنگی همراه او به سفری که از آن باز نگشت رفته بود. اسد بهرنگی، که گفته‌است فراهتی را دو ماه بعد در خانهٔ بهروز دولت‌آبادی دیده‌است، از قول او گفته‌است : «من این طرف بودم و صمد آن طرف‌تر. یک دفعه دیدم کمک می‌خواهد. هر چه کردم نتوانستم کاری بکنم.»

سیروس طاهباز دراین‌باره می‌نویسد : «بهرنگی [...] خواسته بود تنی به آب

بزند و چون شنا بلد نبود، غرق شده بود. جلال آل‌احمد مرگ بهرنگی را مشکوک تلقی کرد. اما حرف بهروز دولت‌آبادی برایم حجّت بود که مرگ او را طبیعی گفت و در اثر شنا بلدنبودن. » اسد بهرنگی شنا بلد نبودن صمد را تأیید می‌کند ولی دربارهٔ نظر طاهباز و دیگران می‌گوید«همه از دهان بهروز دولت‌آبادی حرف زده‌اند نه این که واقعاً تحقیقی صورت گرفته باشد تابه حال برخورد تحقیقی دربارهٔ مرگ صمد نشده‌است.»


طرفداران به قتل رسیدن صمد ادعا میکنند که در ماه شهریور رود ارس کم‌آب  است و در نتیجه احتمال غرق شدن سهوی وی را کم میمانند. اسد بهرنگی کم‌آب بودن محل غرق شدن صمد را تأیید می‌کند و دراین‌باره می‌گوید «البته بعضی جاها ممکن است پر آب شود. [...] هیچ‌کس نمی‌آید در محلی که جریان آب تند است آب‌تنی یا شنا کند، چه برسد به صمد که شنا هم بلد نبود.» با این وجود تأکید می‌کند : «البته هیچ‌کس ادعا نمی‌کند که فراهتی مأمور ساواک بود یا مأمور کشتن صمد.»
جزئیات متناقض دیگری نیز دربارهٔ مرگ بهرنگی روایت شده‌است. از جمله اسد بهرنگی گفته‌است : «جسد [...] صورت و بدنش سالم بود. دو سه تا
جای زخم، طرف ران و ساقش بود، چیزی شبیه فرورفتگی. رئیس پاسگاه در صورت‌جلسه‌اش، به جای زخم‌ها اشاره کرد. بعدها البته توی پاسگاه دیگری این صورتجلسه عوض شد». اسد بهرنگی به همین تناقضات به شکل دیگری اشاره کرده‌است، از جمله این که گفته‌است فرج سرکوهی در جایی نوشته‌ است که فراهتی گروهی را که به دنبال جسد صمد می‌گشته‌اند (و به گفتهٔ اسد بهرنگی شامل اسد بهرنگی، کاظم سعادتی، و دو نفر از شوهرخواهر های بهرنگی بوده‌است) همراهی می‌کرده‌ ، در حالی که چنین نبوده‌است.


جلال آل‌احمد شش ماه بعد از مرگ صمد در نامه‌ای به منصور اوجی شاعر شیرازی می‌نویسد «...اما در باب صمد. درین تردیدی نیست که غرق شده. اما چون همه دلمان می‌خواست قصه بسازیم ساختیم...خب ساختیم دیگر آن مقاله را من به همین قصد نوشتم که مثلاً تکنیک آن افسانه سازی را  روشن کنم برای خودم. حیف که سرودستش شکسته ماند و هدایت کننده نبود به آن چه مرحوم نویسنده اش می‌خواست بگوید...»


برادر صمد بهرنگی (اسد بهرنگی) در این باره می‌گویذ:همه می‌دانند که ویژه نامه آرش چند ماهی پس از مرگ صمد بهرنگی منتشر شد و آن موقع هم دوستان نزدیک صمد بر مرگ او مشکوک بودند. با اطلاعاتی که از جریانات تابستان ۴۷ داشتند کشته شدن صمد را وسیله عمله‌های رژیم که شاید ساواک هم مستقیما درآن دست نداشته باشد دور از انتظار نمی‌دانستند. اسد بهرنگی در قسمت دیگری از این کتاب می‌گوید:«در زمانی که ما در کنار ارس دنبال صمد می‌گشتیم و صمد راداد می‌زدیم مامورین ساواک به خانه صمد آمده وهمه چیز را به هم ریخته بودند.میز تحریر مخصوص او را شکسته بودند و نامه‌ها و یادداشت‌هایش را زیر و رو کرده و اهل خانه را مورد باز جویی قرار داده بودند، و چند کتاب و یادداشت برداشته و برده بودند و خوشبختانه کتابخانهٔ اصلی صمد را که در آن طرف حیاط بود ندیده بودند.»حمزه فراهتی در کتاب خود اظهار می‌کند که «صمد بهرنگی شهید ساختگی شد» و قتل او کار ساواک نبوده‌است.
+ نوشته شده توسط ائلشن در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 13:19 |

دقت...دقت...در صورت سفر موسوی به اورمیه، شهر مجددا دستخوش ناآرامی غیر قابل کنترلی خواهد شد



photo1243099918.jpgمیللی حرکت شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۸: براساس اخبار موجود گویا میر حسین موسوی قصد دارد تا در استادیوم 6 هزار نفری این شهر، برای مردم سخنرانی کند.
 به دنبال انتشار این خبر در سطح شهر، اهالی خشمگین اورمیه در مجالس خصوصی خود از گسترش اعتراضات سخن می گویند.

همچنین براساس اخبار موجود شایعه وسیعی در شهر رواج یافته که رژیم آپارتاید قصد دارد تا در صورت عدم لغو سفر میر حسین موسوی به اورمیه در پی اصرار احتمالی وی، اقدام به بازداشت فعالین حرکت ملی آذربایجان بازداشت شوند.
+ نوشته شده توسط ائلشن در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 15:35 |
3 خرداد 88 - 10:54

دقت...دقت...فراخوان تحصن در دانشگاه آزاد زنجان: روز یک شنبه ساعت 12 ظهر



photo1243108858.jpgمیللی حرکت شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۸:
براساس اخبارفوری ای  که از دانشگاه زنجان دریافت کرده ایم به دنبال انتشارسریع و غیر قابل تصور ویدئوی اهانت خاتمی و هم محفلیهایش علیه ملت آذربایجان، فردا در ساعت 12 ظهر، دانشجویان دانشگاه زنجان اقدام به برگزاری تحصن اعتراض آمیزی علیه اهانتهایی شوونیسم خواهند کرد.
با توجه به اینکه این اعتراضات همزمان با سومین سالگرد قیام ملت آذربایجان در بهار سال 1385 برگزار می گردد و با توجه به اینکه تاکنون هیچ یک از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری و حتی خود خاتمی به عنوان فرد اهانتگر، اقدام به نشان دادن واکنش نسبت به این اهانت بزرگ نکرده اند گفته می شود که تحصن فردا به معنی اعتراض علیه کلیت فاشیزم و شوونیزم در ایران است.
+ نوشته شده توسط ائلشن در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 15:25 |

مه لقا خانیمه لقا خانی که سال هاست در جشنواره ی فرهنگی ورزشی عشایر قره داغ در قره قیه به مقام قهرمانی می رسد در شانزدهمین دوره ی این مسابقه نیز باز به مقام قهرمانی رسید. در پانزدهمین دوره علی رغم حضور سوارکار حرفه ای از تبریز باز هم اول شد و مورد تشویق و استقبال هزاران تماشاگر حاضر در قره قیه شدم. وی امسال نیز اول شد و از سوی دبير فدراسيون براي حضور در مسابقات کشوري دعوت شد. مه لقا خانی برای من یادآور پریزاد قهرمان قره داغی عصر مشروطه است که سوارکار ماهری بوده و با اسب خود جونگ آت از آراز می گذشته است.و من با افتخار تمام او را پریزاد دوم می نامم.

در بخش مردان مسابقات اسب دواني اين جشنواره که در پنج کورس برگزار گرديد ، در کورس هاي اول تا پنجم به ترتيب صمد حاجي خواجه اي، اسد حاجي خواجه لو، خليل بياني، عزيز بياني و ايرج محمدي عناوين اول را کسب کردند.
در بخش زنان نيز مه لقا خاني براي چندمين بار متوالي عنوان قهرماني را از آن خود کرد و از سوي دبير فدراسيون براي حضور در مسابقات کشوري دعوت شد.
به نفرات اول اين جشنواره مبلغ سه ميليون ريال از سوي حاميان مالي آن يعني بانک کشاورزي و منطقه آزاد ارس جايزه نقدي اهدا شد.

 

+ نوشته شده توسط ائلشن در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 11:38 |

چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388

مطالبات قومی و انتخابات؛ اکبر اعلمی نشانه ای از يک پديده؟. .

مطالبات قومی و انتخابات؛ اکبر اعلمی نشانه ای از يک پديده؟

 

مهرداد فرهمند

بی بی سی فارسی

 

بین داوطلبان نامزدی ریاست جمهوری ایران، شخصیتی متفاوت به چشم می خورد که با شعارها و شیوه ای متفاوت وارد رقابتهای انتخاباتی شده است، هر چند بعید به نظر می رسد هنگامی که شهروندان ایرانی پای صندوق رأی بروند نام او را در فهرست رسمی نامزدهای انتخاباتی بیابند.

اکبر اعلمی که با شعار "بازیابی شکوه ایرانی و احیای حقوق اقوام" قصد تصدی مقام ریاست دولت جمهوری اسلامی را دارد، در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی نتوانست نظر موافق شورای نگهبان را برای نامزدی کسب کند و از اینکه برای سومین بار بر کرسی نمایندگی تبریز تکیه بزند بازداشته شد.

تاکنون در ایران سابقه نداشته که شورای نگهبان کسی را برای ریاست جمهوری صالح بداند که پیشتر او را شایسته ورود به صف قانونگذاران ندانسته است.

موضع گیری های تند اکبر اعلمی در مقابل شورای نگهبان و دیگر نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی و شدت گرفتن لحن انتقادی او هم هر گونه احتمالی را برای تغییر نظر شورای نگهبان بسیار کم رنگ می کند.

همین واقعیت سبب شده که رسانه ها اکبر اعلمی را رقیبی جدی در انتخابات ریاست جمهوری به شمار نیاورند و پوشش رسانه ای خود را متوجه داوطلبانی کنند که احتمال نقش آفرینی شان در صحنه رسمی رقابت ها به واقعیت نزدیک تر باشد، هرچند آقای اعلمی این کمبود پوشش رسانه ای را حرکتی علیه خود قلمداد کرده است.

موضع گیری های تند اکبر اعلمی در مقابل شورای نگهبان و دیگر نهادهای حکومتی، و شدت گرفتن لحن انتقادی او، احتمال تغییر نظر شورای نگهبان را بسیار کم رنگ می کند.

با این حال اگر اکبر اعلمی امکان عبور از سد شورای نگهبان را بیابد، می تواند رقیبی جدی و در خور توجه در عرصه انتخابات شود، چرا که در دور پیشین انتخابات ریاست جمهوری، نامزدهایی که احقاق خواسته ها و حقوق قومی را در شعارهای انتخاباتی خود جای دادند، در مناطق قومیت نشین آرای قابل توجه و حتی بیشتر از برنده نهایی انتخابات کسب کردند.

این تمایز بیش از همه جا خود را در آذربایجان نشان داد که محسن مهرعلیزاده با اینکه کمترین آرا را در سراسر ایران کسب کرد، در آذربایجان، نفر اول دور نخست انتخابات بود.

به نظر نمی رسد که محبوبیت اکبر اعلمی از محسن مهرعلیزاده کمتر باشد؛ او در فعالیت های انتخاباتی خود آشکارتر و گسترده تر به مسئله مطالبات قومی پرداخته و سخنرانی هایش را به زبان ترکی ایراد کرده است، چنين اقداماتی می تواند نه تنها در آذربایجان، بلکه در میان دیگر قومیت های ایرانی نیز موقعيت خوبی را در اختيار او قرار دهد.

گفتمان قومی اگرچه در رسانه های فارسی زبان داخل و خارج ایران کمتر مطرح شده و شاید بخش بزرگی از جمعیت ایران هم توجه چندانی به آن نمی کنند، اما طی سال های اخیر، این پدیده جدی تر از گذشته در صحنه سیاسی و اجتماعی خودنمایی کرده است.

علی یونسی در واپسین نشست مطبوعاتی خود به عنوان وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی اعلام کرده بود که در آینده خطری سیاسی متوجه ایران نمی داند، اما معتقد است که اگر کشور دچار بحران شود، بر سر مسائل قومی و اجتماعی خواهد بود.

طی چند سال گذشته که حلقه محدودیت های سیاسی و فرهنگی در ایران تنگ تر شده، بخش درخور توجهی از جوانان ایرانی که از جریان های رسمی و سراسری سیاسی و دانشجویی ناامید شده اند، هویت قومی خود را انگیزه کارآمدتری برای ابراز نارضایتی یافته اند.

در دور کنونی انتخابات هم خواسته های قومی در برنامه های انتخاباتی داوطلبان نامزدی جای گرفته و بویژه مهدی کروبی که خود نیز به قومیت لر تعلق دارد، از اجرای اصول قانون اساسی در مورد حقوق اقوام سخن می گوید، اما تفاوت اکبر اعلمی این است که خواسته های قومی را محور برنامه های خود قرار داده و آشکارتر و بی پرواتر نارضایتی های قومی را مطرح می کند.

مطرح شدن این نارضایتی ها از زبان اکبر اعلمی که خود برخاسته از نظام جمهوری اسلامی است و برخلاف دیگر فعالان قومی، منتسب کردنش به توطئه بیگانگان دشوار به نظر می رسد، یاعث شده که او در آذربایجان و بسیاری از دیگر نقاط قومیت نشین ایران مورد توجه قرار گيرد.

فعالان قومی در ایران طیف گسترده ای را در بر می گیرند که در یک سوی آن، عده ای تا طلب جدایی از ایران و استقلال خواهی پیش رفته اند و در سوی دیگر طیف، به حق تحصیل و ترویج زبان مادری، دست کم در حدی که در قانون اساسی ایران به آن تصریح شده بسنده می شود.

به نظر می رسد موضعی که اکبر اعلمی اتخاذ کرده، می تواند سراسر این طیف را به خود جلب کند، آنهایی که خواسته های تندروانه تر دارند او را دست کم گامی به پیش برای دستیابی به خواسته هایشان می دانند و آنهایی که خط قرمزشان یکپارچگی ایران است نیز می توانند به او اعتماد کنند.

گذشته از مسائل قومی، انتقادات اکبر اعلمی از نهادهای حکومتی که بسیار صریح تر و شفاف تر از دیگر داوطلبان نامزدی انتخابات است نیز می تواند رأی خیلی ها را در سراسر ایران به سوی خود جلب کند.

از سوی دیگر، اکبر اعلمی اگرچه در صف اصلاح طلبان وارد صحنه سیاسی ایران شد، اما همیشه سیاستمداری تکرو بوده، اصلاح طلب بودن او مانع از انتقادات تند و صریح او از محمد خاتمی در زمان ریاست جمهوری اش نشد و بگومگوی رو در روی او با آقای خاتمی در صحن مجلسی که اکثریت آن را اصلاح طلبان در دست داشتند، زبانزد است.

در انتخابات دور هفتم مجلس، او بر خلاف بسیاری از اصلاح طلبان که حتی با وجود عبور از سد شورای نگهبان نتوانستند آرای کافی را برای ورود به مجلس کسب کنند، به پیروزی دست یافت و در حالی که همان اندک نمایندگان اصلاح طلب راه یافته به مجلس هفتم هم از شهرستانهای کوچک بودند، او شهری به بزرگی و اهمیت تبریز را نمایندگی می کرد.


تکروی اکبر اعلمی او را بارها مورد انتقاد اصلاح طلبان قرار داده و باعث شده بود اکبر اعلمی بین اصلاح طلبان جدی گرفته نشود و حتی برخی موضع گیری هایش مایه مزاح و شوخی قرار گیرد، اما برای شهروندان عادی، همین ویژگی می تواند چهره مستقلی برایش بسازد که توجه رأی دهندگان به او را از مرزبندی اصلاح طلبی و اصولگرایی فراتر ببرد.

آذربایجان همیشه برای ایران تاریخ ساز بوده، سنگ بنای نخستین دولت مقتدر مرکزی در ایران پس از اسلام، در آذربایجان نهاده شد، اندیشه های نو سیاسی اغلب از راه آذربایجان وارد ایران شدند، معروف است که آذربایجان مشروطیت را نجات داد و جرقه انقلاب 1357 ایران در تبریز به شعله تبدیل گشت.

اکبر اعلمی هم پیش از ثبت نام در انتخابات، طی سخنرانی در مسجد ابوالفضل ارومیه گفت که آذربایجان تشکیلات اوست و با اعلام نامزدی اش از تبريز قصد دارد "اصلاح طلبی واقعی" را از آذربايجان شروع کند.

اکبر اعلمی بین همکاران مطبوعاتی و سیاسی اش به اظهارنظرهای جنجالی مشهور بوده که بسیاری از اوقات تنها واکنشی که به آنها نشان داده شده، خنده و لبخند بوده است.

اکنون هم شاید رسانه ها و جریان های سیاسی در جمهوری اسلامی اکبر اعلمی را جدی نگیرند و شاید با فرارسیدن موعد انتخابات اثری از او در صحنه دیده نشو،د اما پدیده حضور و بیان مطالبات قومی در انتخابات که اکنون اکبر اعلمی می کوشد آن را نمایندگی کند، پدیده ای در خور بررسی است که می تواند در آینده ایران نقشی جدی ایفا کند.
+ نوشته شده توسط ائلشن در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 11:37 |

 

امپراطوری ترک ماد(قسمت اول)

در بخش مربوط به مانن، مشاهده كرديم كه منابع آشوري، اورارتويي، بابلي و ايلامي اطلاعات جامعي را راجع به تعلقات تباري و زباني ساكنين ماننا-ماد تا اواخر قرن هفتم قبل از ميلاد را به ما ميدهند و طبق اين منابع، كه معتبرترين اسناد تاريخي بشمار ميروند، درسرزمين پر جمعيت و ثروتمند آذربايجان از حداقل 4 هزار ق . م. تا حوالی قرن 7 ق . م فقط اقوام التصاقی زبان ( ترک های باستان، اجداد ترکهای آذری امروزی) زندگی ميکردند و همانطور که دربخش مربوط به ايشغوزها، اشاره شد، تنها مهاجرت جديد و ثبت شده در تاريخ، به سرزمين آذربايجان در اواخر قرن 7 ق.م نيز، مهاجرت اقوام ايشغوز بود، و طبق اسناد معتبر تاريخی که در بخش مربوط به ايشغوزها ذکر شد، آنها نيز اقوامی ترک تبار بودند.

در بخش های قبلی ديديم که در آذربايجان (ماننا - ماد مركزی، اورارتو ) تا قرن 6-7 ق . م هيچ اثري از اقوام ، "تات، تاجيک" ( کرد،فارس و..)، که از اواخر قرن 19 با نام هندوايرانی ( آريايی!) شناخته ميشوند؛ ديده نميشود، پس ادعای کسانی که مادها را آريايی معرفی ميکنند کاملأ بی اساس و مغرضانه ميباشد. پروسه تشکيل امپراطوری "ماد" کار 10-20 ساله نبود، بلکه نتيجه حداقل 1000 سال تلاش و زحمت قوتتی ها، لولوبی ها، سابيرها، آذها و...بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ائلشن در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 18:9 |
چاپ
۳۱ فروردين ۱۳۸۸

جمعی از مسئولان ستاد های انتخاباتی اکبر اعلمی منصوب شدند


طی احکام جداگانه ای تعدادی از مسئولان ستادهای انتخاباتی اکبر اعلمی داوطلب نامزدی ریاست جمهوری در انتخابات دهم ،به شرح زیر منصوب شدند:

1-آقای دکتر اسفندیار قره باغی ،عضو خانواده ستارخان و خواننده شهیر سرودهای ملی و حماسی در ایران که به دریافت مدال دفاع مقدس نائل آمده است: مشاور هنری و رئیس ستاد آذربایجانشرقی.

شماره تماس: 09121058622

2-آقای مهندس حمید شافعی از فعالان سرشناس آذربایجانی: رئیس ستاد آذربایجانغربی

شماره تماس: 09141452547

3-آقای فرامرز رضاپور، موسس و بنیانگذار انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران و رئیس هیات مدیره انجمن : مشاور هنری و رابط با هنرمندان موسیقی

شماره تماس: 02122886526 - فاکس: 02122886525

4-آقای هوشنگ جعفری از فعالان و شعرای آذربایجانی: رابط فرهنگی و هنری در استان زنجان

شماره تماس: 09191418825 و 09370863017

5-آقای همایون سلیمی رئیس هیات مدیره انجمن صنفی هنرمندان موسیقی استان گیلان و تهیه کننده و کارگردان تلویزیونی: رابط و مشاور فرهنگی و هنری استان گیلان

شماره های تماس: 09118169979 ، 09119339259  و 01315558790

6-آقای حامد ایمان روزنامه نگار: مسئول کمیته رسانه ای شمالغرب کشور

شماره تماس:09141146066

7-آقای سعید اشرفی فعّال سیاسی: مسئول ستاد جوانان استان اردبیل

شماره تماس: 09144515851

8-آقای مهندس حمید ایلخانی ،فعّال سیاسی و دانشجوئی و عضو شورای مرکزی حزب مردمسالاری: مشاور در امور جوانان و عضو کمیته هماهنگی امور استان ها

شماره تماس: 09141170868 و 09376506262

9-آقای منوچهر جعفری ،خبرنگار و فعّال سیاسی و دانشجوئی: رابط امور جوانان در شمالغرب کشور

شماره تماس: 09144157561

10-آقای مهندس نوید محمدی ،فعّال سیاسی و دانشجوئی: مسئول ستاد دانشجوئی استان آذربایجان شرقی

شماره تماس: 09141141174

11-آقای دکتر آیدین مولازاده ،فعّال سیاسی و دانشجوئی: مسئول ستاد جوانان استان همدان

شماره تماس: 09122419523 و 08118234678

12-آقای محمود دادخواه رئیس سابق هیات مدیره کانون بازنشستگان شرکت ملی نفت ایران و عضو کنونی هیات نظارت سازمان تامین اجتماعی: مشاور در امور بازنشستگان و رابط ستاد در شهرستان بوکان

شماره تماس: 09126030078   

13-آقای قدرت الله یوسفی ،کارشناس سیاسی:عضو کمیته هماهنگی امور استان ها

شماره تماس: 09149974651 ،09373230840 و 3 الی 02166751681 

14-آقای اسماعیل حاج زاده ،دبیر آموزش و پرورش: رابط فرهنگی در استان آذربایجانشرفی

شماره تماس: 09143135631 ،04116677193 (از ساعت 21 به بعد)

اسامی بقیه مسئولان متعاقبا اعلام خواهد شد.

 

                                                            کمیته اطلاع رسانی ستاد انتخاباتی اکبر اعلمی

                                                         داوطلب نامزدی دهمین دوره ریاست جمهوری

وب سایت دکتر اعلمی                   http://www.akbaralami.com  /
+ نوشته شده توسط ائلشن در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:40 |