زبانهاي تركي در ايران

زبانهاي تركي در ايران


گرهارد دوئرفرGerhard Doerfer
ترجمه: مئهران باهاري

ايران از جمله كم شناخته شده ترين مناطقي است كه به زبان تركي در آنها صحبت ميشود. در حاليكه حدود يك ششم مردم ايران به زبان تركي سخن ميگويند تمام لهجه هاي تركي رايج در ايران بسيار كم تدقيق شده اند. اين وضع ناشي از شرايط سياسي نيز هست. ايران كمابيش به مدت هزار سال تحت حاكميت خاندانها (و ارتشهاي) ترك قرار داشته است. و اين مسئله به نوبه خود سبب ايجاد درجه معيني از حس كينه گرديده است و از اينروست كه انتشارات مربوط به فرهنگ و زبان تركي از استقبال كمي برخوردار شده و با حسن نظر بدانها نگريسته نشده است. همانگونه كه قابل تصور است اين رويه به سبب حركات استقلال طلبانه آزربايجاني پس از جنگ جهاني دوم (اين نكته هم قابل ذكر است كه اين حركت به طور وسيعي از خارج حمايت ميشد) و جنگهاي طائفه اي بلا انقطاع قاشقايها تشديد شد. اما تحت تاثير گرايش به ليبريزاسيون كه در تمام شئون كشور در حال جايگيري است (گشايش مدارس و بيمارستانها، راهسازي، اصلاحات ارضي و غيره) امكانات شناخت و بررسي زبانهاي تركي ايران هم تدريجا افزايش مييابد. در تابلوئي كه از اين بررسي بدست ميآيد ايران نه تنها به عنوان كم شناخته شده ترين منطقه ترك زبان، بلكه در عين حال به صورت جالبترين آنها نيز جلوه گر ميشود. اين تابلو هنوز خطوط قطعي خود را پيدا ننموده است. در موارد بسياري فقط بعضي حدس و گمانها وجود دارد و در بسياري جاها نيز اشارات بسيار مبهم و طرحهاي ابتدائي در دست داريم. اما اين هم هست كه آينده محققا ارمغانهاي بسيار گرانقدري تقديممان خواهد كرد.

تاكنون وجود چهار زبان تركي در ايران مفروض بود. (اينها را نه زبان، گروه لهجه ها نيز ميتوان ناميد). در باره اين چهار گروه مختصرا توضيحي ميدهم:

١)- تركي آزربايجاني (آزري): جهت بدست آوردن محدوده انتشار اين زبان به نقشه موجود درPhilologiae Turcicae Fundamenta, I, Aquis Mattiacis ، 1959 مراجعه كنيد. اين زبان از سوي چندين ميليون تن، مخصوصا در شمال غربي كشور صحبت ميشود. مهمترين ناحيه اي كه بدان صحبت ميشود، تبريز است. اين زبان شناخته شده ترين زبان تركي در ايران است. در باره آن آثاري در مقياس وسيع از سوي اروپائيان منتشر شده است. (به Philologiae Turcicae Fundamenta صفحه ٢٨١ و كتابشناسي متعاقب آن مراجعه كنيد). در ايران نيز گهگاه در مورد تركي آزري ايران، كتب گرامر كوچكي منتشر ميگردد. در اينجا فقط به بهترينشان اشاره ميكنم. م. ع. فرزانه، مباني دستور زبان آزربايجان، تبريز، ١٣٣٤ شمسي. (اين دستور زبان، با نمونه قرار دادن اثر زير نوشته شده است: Muharrem Ergin, Osmanlıca Dersleri, I, Türk Dil Bilgisi, İstanbul 1958, 2. baskı 1962)

هر چند كه اين زبان نسبت به بقيه شناخته شده تر است اما نكات خالي بسياري در تدقيق آن نيز موجودند. اين مطلب را شماره آثار چاپ شده نيز روشن ميكند. در ايران پس از جنگ جهاني دوم در مورد دستور زبان تركي آزربايجاني فقط ٢٠ تدقيق چاپ شده است (اطلاعات مفصل در باره اين آثار را در اثر زير نشر خواهم كرد: Irano-Altaica, Current Trends in Linguistics IV) در مقابل در طول همين مدت در آزربايجان شوروي در باره زبان تركي آزربايجاني بيش از ١٠٠٠ اثر چاپ شده است. از مهمترين خلاءهاي موجود اين است كه شيوه هاي بسيار تركي آزري هنوز بسيار كم بررسي گرديده اند. به عنوان مثال، در ساحل جنوب شرقي درياي خزر، در گلوگاه و هشتيكه شيوه اي از تركي آزري وجود دارد كه در آن تغيير ü به u و ö به ə رخ داده است. (اين امر در نقشه Philologiae Turcicae Fundamenta اصلا نشان داده نشده است). به عنوان نمونه در اين شيوه اۆچ-٣ (üç) به اۇچ (uç) ، يۆز- ١٠٠ (yüz) به يۇز (yuz)، دؤرت-٤ (dört) به دَرت (dərt) ، گؤز-چشم (göz) به گَز (gəz) تبديل ميشود. بيشك بررسي شيوه هاي آزري ايران، تابلويي بسيار رنگينتر از آنچه از بررسي لهجه هاي تركي تركيه در آنادولو حاصل شد، بدست خواهد داد.

٢)- ايناللو و ٣)- قشقائي: اين دو فوق العاده به تركي آزري شبيه اند. حتي ميتوانند به عنوان لهجه هاي تركي آزري نيز نشان داده شوند. در جنوب شرقي شيراز (ايناللو) و در شمال غربي آن (قشقائي) صحبت ميشود. جهت بررسيهاي چاپ شده در موردشان مراجعه كنيد به PTF ص ٢٨١. با وجود اينكه مئنگس (Menges) ملزمه بسياري در مورد اين زبانها گردآوري نموده بود، متاسفانه هنوز به چاپ نرسيده اند. به عقيده وي (بر خلاف بسياري از توركولوقهاي ديگر) اين زبانها نميتوانند به عنوان شيوه هاي تركي آزري قبول شوند و به لحاظ خصوصيات عديده اي، بيش از تركي آزربايجاني به تركي تركيه نزديكترند. در باره لهجه قشقائي مقداري ملزمه نيز از سوي دانشجويانم در سال ١٩٦٨ جمع آوري شده است. (مقايسه كنيد با ماده ١٠). چاپ و انتشار هر چه سريعتر تمامي اين ملزمه ضرورت دارد.

٤)- تركمني: طبق نقشه Philologiae Turcicae Fundamenta در منطقه اي كه از قسمت جنوبي جمهوري تركمنستان شوروي (به طور تقريبي از گرگان) و از ساحل جنوب شرقي درياي خزر آغاز ميشود و به صورت قوس وسيعي تا مرز افغانستان (و در ادامه آن تا نواحي داخلي افغانستان هم) امتداد مييابد، صحبت ميشود. (براي عدم تطابق كامل نقشه هاي داده شده با واقعيت به ماده ١١ نگاه كنيد). تركمني ايران (بر خلاف تركمني شوروي) بسيار كم تدقيق شده است. بيشك گهگاه ملزمه اي از اين زبان نيز چاپ و در باره شان بررسيهاي علمي هم صورت ميپذيرد. مثلاYusuf Azmun, Türkmen Halk Edebiyatı Hakkında, s. 38, (Reşid Rahmeti Arat için, Türk Kültürünü Araştırma Enstitüsü Yayınları, 19, Seri: I Sayı: A 2, Ankara 1966) اما در نگاه كلي، اين بررسيها بسيار نارسا ميباشند.

ميشود گفت كه حتي چهار زبان تركي شناخته شده ايران هم تاكنون بسيار كم بررسي شده اند و شيوه هاي اين زبانها غالبا يا اصلا شناخته نشده اند و يا بسيار كم تدقيق گرديده اند. اكنون ميخواهم در مورد زبانهاي تركي ايران كه تاكنون ناشناخته مانده اند صحبت كنم. نخست پنج زبان را كه به شكلي قطعي تثبيت نگرديده اند، اما به طور مبهم اشاراتي بدانها شده است، ميشمارم:

٥)- درK. H. Menges, Research in the Turkic dialects of Iran (Preliminary report on a trip to Persia), Oriens 4 (1951), s. 279 از زبان سلجوقي كه در جنوب و جنوب غربي كرمان بدان صحبت ميشود بحث شده است. يعني زباني تركي در محلي بسيار دور افتاده در شرق ايران. افسوس كه مئنگئس نتوانست فرصت تدقيق زبان سلجوقي را پيدا كند.

٦)- به نظر مئنگئس، ص ٢٧٩، در بلوچستان و مكران يعني كاملا در جنوب شرقي ايران نيز تركاني هستند. اما حتي نامهاي اين قبايل ترك نيز دانسته نيست. از اينرو موجوديت و يا عدم موجوديتشان به قدر كافي شبهه دار است.

٧)- و ٨)- طبق نامه Làszló Szimonisz (Bloomington) كه به سال ١٩٦٥در جنوب ايران بوده است، در جنوب تهران دهاتي هستند كه به زبان جغتائي (تركي شرقي) و قبچاقي سخن ميگويند. بخشهاي مهم اين نامه را كه از استانبول به اينجانب فرستاده است را نقل ميكنم: "از ٢٨ تموز ١٩٦٥ تا اواسط آوگوست در جنوب ايران، در اطراف شيراز و اصفهان بودم. هيچ چيز در باره تركان جنوب ايران ننوشتم. ملزمه بسيار اندكي در دست دارم. اما متاسفانه آن هم پيشم نيست. بررسيهايي در مورد بعضي كلمات انجام دادم و شباهت بسيار بزرگي بين آنها و تركي غربي (قپچاقي) مشاهده نمودم. شخصي كه در راه با وي آشنا شده بودم از دو روستا در نزديكي شهر رضا شاه (در راه اصفهان، ٩٠ كيلومتري جنوب تهران) برايم سخن گفت. گويا يكي لهجه غربي و ديگري لهجه شرقي را بكار ميبرد. شخصي كه اين اطلاعات را به من دارد ميگفت كه از طائفه سمرقند بوده و به زبان جغتائي صحبت ميكند. در عين حال سيستم شمارشي اي كه امروزه بكار ميبرند به سيستمي كه در كتيبه هاي اورخون استفاده شده است بسيار شباهت دارد".

تاكنون وجود يك لهجه اويغوري و يك لهجه قبچاقي كه شمارش-لايه هاي-فوقاني تركي باستاني را حفظ كرده باشند در ايران معلوم نبود. افسوس كه اينجا نيز بررسيهاي نتيجه داري وجود ندارند. شاگردانم در سال ١٩٦٨ دهات مزبور را جستجو كرده اما نيافته اند.

٩)- بنابر اثر حسينعلي رزم آرا، فرهنگ جغرافيائي ايران، تهران، ١٣٢٧ شمسي، (و جلدهاي ديگر كتاب در سالهاي آتي) در شمال شرقي ايران (خراسان) دهات بسياري كه اهاليشان به زبان بربري سخن ميگويند وجود دارند. در اين مورد، نقشه اي از طرف مدرس سمينار ايرانيستيك دانشگاه گوتينگن آقاي پرويز رجبي آماده چاپ است. (كه در ضمن موقعيت زباني در خراسان را به طور كلي نشان داده و موارد ٤ و ١١ نيز را در برخواهد داشت). به استناد سخنان آقاي رجبي زبان بربري ميتواند لهجه اي تركي باشد. اما خود وي نيز به عدم قطعيت اين ادعا معترف است. در اين مورد هم نخست، انجام بررسيهائي مفصل ضروري است. فقط در اثرH. F. Schurmann, The Mongols of Afghanistan, 's-Gravenhage, 1962 صفحه ١١٤ اينكه بربريها از هزاريها يعني تاجيكهائي كه داراي قيافه مغولي باشند محتملتر مينمايد. (اين مطلب از طرف Semih Tezcan گفته شده است).

بنابراين شمارش زبانهاي تركي ايران را كه تاكنون معرفي شده و بررسي نشده اند بپايان برديم. مقاله مان را با معرفي دو زبان تركي كه تاكنون شناخته نشده بودند، اما اخيرا به طور همه جانبه اي بررسي شده و ديگر داراي ملزمه كافي هستند، ختم ميكنيم:

١٠)- نخست با زبان خلج كه به فاصله ٢٠٠ كيلومتري از جنوب غربي تهران صحبت ميشود، آغاز ميكنيم. موقعيت خاص اين زبان تاكنون معلوم نبود. (مثلا منگس در اثر فوق الذكر خود، صفحه ٩ و ٢٧٨ خلجي را لهجه اي از تركي آزربايجاني نشان داده است. در سالهاي ١٩٠٦ و ١٩١٧ منورسكي قيدهايي از اين زبان به عمل آورده و در سال ١٩٤٠ از سوي وي مقاله اي (The Turkish Dialect of the Khalaj, BSOAS 10:2, 417-437) منتشر و در همان سال محقق ايراني م. مقدم مجموعه اي از كلمات (گويشهاي وفس و آشتيان و تفرش. ايران كوده ١١ ، تهران ١٣١٨ شمسي) را چاپ كرده است. نويسنده اين مقاله موفق به اثبات اين مطلب شد كه خلج نه تنها شيوه (كمي دور افتاده) زبان تركي آزري نيست، حتي زبان تركي معيني نيز نبوده، بلكه گروه مشخصي از زبان تركي را تشكيل ميدهد. (Das Chaladsch- Eine Archaische Türksprache in Zentralpersien, ZDMG 118, 1968 79-112).

ادامه نوشته

قئوربان بایرامئ موتلئو

عید سعید قربان بر تمام مسلمانان مبارکباد

kurban bayramı bütün müslümanlara kutlu olsun

 

حیدر بابایه سلام . استاد شهریار

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گزیده ای از اشعار بسیار زیبای شهریار ( حیدربابیه سلام)

۱)
حیدربابا ، ایلدیریملار شاخاندا
سئللر ، سولار ، شاققیلدییوب آخاندا
قیزلار اوْنا صف باغلییوب باخاندا
سلام اولسون شوْکتوْزه ، ائلوْزه !
منیم دا بیر آدیم گلسین دیلوْزه

(٢)
حیدربابا ، کهلیک لروْن اوچاندا
کوْل دیبینَّن دوْشان قالخوب ، قاچاندا
باخچالارون چیچکلنوْب ، آچاندا
بیزدن ده بیر موْمکوْن اوْلسا یاد ائله
آچیلمیان اوْرکلرى شاد ائله

(٣)
بایرام یئلى چارداخلارى ییخاندا
نوْروز گوْلى ، قارچیچکى ، چیخاندا
آغ بولوتلار کؤینکلرین سیخاندا
بیزدن ده بیر یاد ائلییه ن ساغ اوْلسون
دردلریمیز قوْى دیّکلسین ، داغ اوْلسون

(٤)
حیدربابا ، گوْن دالووى داغلاسین !
اوْزوْن گوْلسوْن ، بولاخلارون آغلاسین !
اوشاخلارون بیر دسته گوْل باغلاسین !
یئل گلنده ، وئر گتیرسین بویانا
بلکه منیم یاتمیش بختیم اوْیانا

(٥)
حیدربابا ،‌ سنوْن اوْزوْن آغ اوْلسون !
دؤرت بیر یانون بولاغ اوْلسون باغ اوْلسون !
بیزدن سوْرا سنوْن باشون ساغ اوْلسون !
دوْنیا قضوْ-قدر ، اؤلوْم-ایتیمدى
دوْنیا بوْیى اوْغولسوزدى ، یئتیمدى

(٦)
حیدربابا ، یوْلوم سنَّن کج اوْلدى
عؤمروْم کئچدى ، گلممه دیم ، گئج اوْلدى
هئچ بیلمه دیم گؤزللروْن نئج اوْلدى
بیلمزیدیم دؤنگه لر وار ،‌ دؤنوْم وار
ایتگین لیک وار ، آیریلیق وار ، اوْلوْم وار

(٧)
حیدربابا ، ایگیت اَمَک ایتیرمز
عؤموْر کئچر ، افسوس بَرَه بیتیرمز
نامرد اوْلان عؤمرى باشا یئتیرمز
بیزد ، واللاه ، اونوتماریق سیزلرى
گؤرنمسک حلال ائدوْن بیزلرى

(٨)
حیدربابا ، میراژدر سَسلننده
کَند ایچینه سسدن - کوْیدن دوْشنده
عاشیق رستم سازین دیللندیرنده
یادوندادى نه هؤلَسَک قاچاردیم
قوشلار تکین قاناد آچیب اوچاردیم

(٩)
شنگیل آوا یوردى ، عاشیق آلماسى
گاهدان گئدوب ، اوْردا قوْناق قالماسى
داش آتماسى ، آلما ،‌ هیوا سالماسى
قالیب شیرین یوخى کیمین یادیمدا
اثر قویوب روحومدا ، هر زادیمدا

(١٠)
حیدربابا ، قورى گؤلوْن قازلارى
گدیکلرین سازاخ چالان سازلارى
کَت کؤشنین پاییزلارى ، یازلارى
بیر سینما پرده سى دیر گؤزوْمده
تک اوْتوروب ، سئیر ائده رم اؤزوْمده

(١١)
حیدربابا ،‌ قره چمن جاداسى
چْووشلارین گَلَر سسى ، صداسى
کربلیا گئدنلرین قاداسى
دوْشسون بو آج یوْلسوزلارین گؤزوْنه
تمدّونون اویدوخ یالان سؤزوْنه

(١٢)
حیدربابا ، شیطان بیزى آزدیریب
محبتى اوْرکلردن قازدیریب
قره گوْنوْن سرنوشتین یازدیریب
سالیب خلقى بیر-بیرینن جانینا
باریشیغى بلشدیریب قانینا

(١٣)
گؤز یاشینا باخان اوْلسا ، قان آخماز
انسان اوْلان بئلینه تاخماز
آمما حئییف کوْر توتدوغون بوراخماز
بهشتیمیز جهنّم اوْلماقدادیر !
ذى حجّه میز محرّم اوْلماقدادیر !

(١٤)
خزان یئلى یارپاخلارى تؤکنده
بولوت داغدان یئنیب ، کنده چؤکنده
شیخ الاسلام گؤزل سسین چکنده
نیسگیللى سؤز اوْرکلره دَیَردى
آغاشلار دا آللاها باش اَیَردى

(١٥)
داشلى بولاخ داش-قومونان دوْلماسین !
باخچالارى سارالماسین ، سوْلماسین !
اوْردان کئچن آتلى سوسوز اولماسین !
دینه : بولاخ ، خیرون اوْلسون آخارسان
افقلره خُمار-خُمار باخارسان

(١٦)
حیدر بابا ، داغین ، داشین ، سره سى
کهلیک اوْخور ، دالیسیندا فره سى
قوزولارین آغى ، بوْزى ، قره سى
بیر گئدیدیم داغ-دره لر اوزونى
اوْخویئدیم‌ : « چوْبان ، قیتر قوزونى »

(١٧)
حیدر بابا ، سولى یئرین دوْزوْنده
بولاخ قئنیر چاى چمنین گؤزونده
بولاغ اوْتى اوْزَر سویون اوْزوْنده
گؤزل قوشلار اوْردان گلیب ، گئچللر
خلوتلیوْب ، بولاخدان سو ایچللر

(١٨)
بىچین اوْستى ، سونبول بیچن اوْراخلار
ایله بیل کى ، زوْلفى دارار داراخلار
شکارچیلار بیلدیرچینى سوْراخلار
بیچین چیلر آیرانلارین ایچللر
بیرهوشلانیب ، سوْننان دوروب ، بیچللر

(١٩)
حیدربابا ، کندین گوْنى باتاندا
اوشاقلارون شامین ئییوب ، یاتاندا
آى بولوتدان چیخوب ، قاش-گؤز آتاندا
بیزدن ده بیر سن اوْنلارا قصّه ده
قصّه میزده چوخلى غم و غصّه ده

(٢٠)
قارى ننه گئجه ناغیل دییَنده
کوْلک قالخیب ، قاپ-باجانى دؤیَنده
قورد گئچینین شنگوْلوْسون یینده
من قاییدیب ، بیرده اوشاق اوْلئیدیم
بیر گوْل آچیب ، اوْندان سوْرا سوْلئیدیم

(٢١)
عمّه جانین بال بلله سین ییه ردیم
سوْننان دوروب ، اوْس دوْنومى گییه ردیم
باخچالاردا تیرینگَنى دییه ردیم
آى اؤزومى اوْ ازدیرن گوْنلریم !
آغاج مینیپ ، آت گزدیرن گوْنلریم !

(٢٢)
هَچى خالا چایدا پالتار یوواردى
مَمَد صادق داملارینى سوواردى
هئچ بیلمزدیک داغدى ، داشدى ، دوواردى
هریان گلدى شیلاغ آتیب ، آشاردیق
آللاه ، نه خوْش غمسیز-غمسیز یاشاردیق

(٢٣)
شیخ الاسلام مُناجاتى دییه ردى
مَشَدرحیم لبّاده نى گییه ردى
مشْدآجلى بوْز باشلارى ییه ردى
بیز خوْشودوق خیرات اوْلسون ، توْى اوْلسون
فرق ائلَمَز ، هر نوْلاجاق ، قوْى اولسون

(٢٤)
ملک نیاز ورندیلین سالاردى
آتین چاپوپ قئیقاجیدان چالاردى
قیرقى تکین گدیک باشین آلاردى
دوْلائیا قیزلار آچیپ پنجره
پنجره لرده نه گؤزل منظره !

(٢٥)
حیدربابا ، کندین توْیون توتاندا
قیز-گلینلر ، حنا-پیلته ساتاندا
بیگ گلینه دامنان آلما آتاندا
منیم ده اوْ قیزلاروندا گؤزوم وار
عاشیقلارین سازلاریندا سؤزوم وار

(٢٦)
حیدربابا ، بولاخلارین یارپیزى
بوْستانلارین گوْل بَسَرى ، قارپیزى
چرچیلرین آغ ناباتى ، ساققیزى
ایندى ده وار داماغیمدا ، داد وئرر
ایتگین گئدن گوْنلریمدن یاد وئرر

(٢٧)
بایرامیدى ، گئجه قوشى اوخوردى
آداخلى قیز ، بیگ جوْرابى توْخوردى
هرکس شالین بیر باجادان سوْخوردى
آى نه گؤزل قایدادى شال ساللاماق !
بیگ شالینا بایراملیغین باغلاماق !

(٢٨)
شال ایسته دیم منده ائوده آغلادیم
بیر شال آلیب ، تئز بئلیمه باغلادیم
غلام گیله قاشدیم ، شالى ساللادیم
فاطمه خالا منه جوراب باغلادى
خان ننه مى یادا سالیب ، آغلادى

(٢٩)

ادامه نوشته

نام های تورکی (دختر) 3

موضوع: نام های ترکی  

نمونه ای از اسم های ترکی جهت آشنایی مختصر با فرهنگ ( اتراک و آذربایجان ).

اسم های زیر اسم های خانم یا دختر هستند .که به زبان ترکی

( آذربایجانی . آناطولی. داغستانی. تاتاری. قزاقی. ازبکی. ترکمنی. قرقیزی. باشقیرتی )

وسایر ترک های پراکنده در( چین. روسیه. بلغارستان. آلمان. مجارستان. و منطقه ئ بالکان )

دئسئن

نقش نگار

DESEN

دئسئنلی

منقش – دارای نقش نگار ( آناطولی )

DESENLİ

دئنلی

کسی که مراقب رفتار کردار خود باشد

DENLİ

دئنیس

دریا

DENİZ

داییار

نهر و رود ( قرقیزی )

DARİYA

داغدایاز

بهار در کوهستان

DAĞDAYAZ

داغقارا تئل

زلف سیاه کوهستان

DAĞQARATEL

دالبوز

دالبوز ( ترکمنی )

DALBUZ

دان اولدوز

ستاره ای که نزدیک به صبح دیده می شود

DAN ULDUZ

دانسئو

کسی که سپیده صبح را دوست دارد

DAN SEV

دنیز قیزی

پری دریایی

DENİZ QİZİ

دوزلوک

صحرا – درستی

DÜZLÜK

دوشسئل

رویایی ( آناطولی )

DÜŞSEL

دوشون

فکر و اندیشه ( آناطولی )

DÜŞÜN

دوغسون

نامی از داستان های ده ده قورقود

DOĞSUN

دویارلی

حساس و دارای حس

DUYARLİ

دویار

احساس کننده

DUYAR

دویسال

با احساس

DUYSAL

ریما

نام قدیمی دریاچه ئ ارومیه

RİMA

زیفا

پری   ( باشقیرتی و تاتاری )

ZİFA

ژئتکین

نائل   ( قزاقی )

JETKEN

ژئلیگوو

وجد و هیجان  ( قزاقی )

JELİGÜV

ژاراکین

مهربان   ( قزاقی )

JARKİN

ژارکیل

روشنی و درخشندگی  ( قزاقی )

JARKİL

ژاریک

درخشنده  -  منور ( قزاقی )

JARİK

ژالین

شعله  ( قزاقی )

JALİN

ژانگا

تازه و نو ( قزاقی )

JANGA

ژولتوز

ستاره ( ایغوری )

JULYUZ

ژولدیز

ستاره ( قزاقی )

JULDİZ

ژوماک

بهشت ( قزاقی )

JUMAK

 

نام های تورکی (دختر)

 

نمونه ای از اسم های ترکی جهت آشنایی مختصر با فرهنگ ( اتراک و آذربایجان ).

اسم های زیر اسم های خانم یا دختر هستند .که به زبان ترکی

( آذربایجانی . آناطولی. داغستانی. تاتاری. قزاقی. ازبکی. ترکمنی. قرقیزی. باشقیرتی )

وسایر ترک های پراکنده در( چین. روسیه. بلغارستان. آلمان. مجارستان. و منطقه ئ بالکان )

آبرای

ایمان - باور

ABRAY

آبرایلی

محترم – باحرمت

ABRAYLİ

آتاگؤزه لی

زیبای پدر ( ترکمنی )

ATA GÖZəli

آتمانجا

قوش – قرقی

ATMACA

آچالیا

نام گلی است ( آناطولی )

AÇALYA

آچان چیچک

غنچه شکفته شده

AÇANÇİÇEK

آچیک

صریح – واضح

AÇİK

آخارلی

جاری و  روان

AXARİLİ

آداخلی

نامزد

ADAXLİ

آدای قیز

دختر نامزد

ADAYQİZ

آدی گول

دختر گلنام

ADİ GÜL

آدی ناز

دختری که اسم قشنگ و نازی دارد

ADİ NAZ

آدینا

نام کوهیست در شهر زنوز

ADİ NA

آراسسا

تمیز و پاک

ARASSA

آرای

سحر

ARAY

آرباو

افسون

ARBAV

آرتار

افزون یابنده

ARTAR

آرتیلان

زدوده

ARTİLAN

آرکان

کمند

ARKAN

آرنا

نهر

ARNA

ادامه نوشته

نام های تورکی (دختر) قسمت 2

موضوع: نام های ترکی

 

نمونه ای از اسم های ترکی جهت آشنایی مختصر با فرهنگ ( اتراک و آذربایجان ).

اسم های زیر اسم های خانم یا دختر هستند .که به زبان ترکی

( آذربایجانی . آناطولی. داغستانی. تاتاری. قزاقی. ازبکی. ترکمنی. قرقیزی. باشقیرتی )

وسایر ترک های پراکنده در( چین. روسیه. بلغارستان. آلمان. مجارستان. و منطقه ئ بالکان )

 

 

 

سئچئک

افشان ( ترکمنی )

SEÇEK

سئچیک

برگزیده و منتخب ( آناطولی )

SEÇİK

سئچیلمیش

پسندیده

SEÇİLMİŞ

سئزمه گؤز

چشم دل ( آناطولی )

SEZMEGOZ

سئلایش

ماه شاد و پر سیل

SELAYŞən

سئلای

ماه های بهار سیل و آب زیاد است

SELAY

سئل سولار

سیل آب ها

SELSULAR

سئلیشین

نوری که مثل سیل جاری است

SELİŞİN

سئودا شن

عشق شاد

SEVDAŞən

سئوگی سئوه ن

عشق پرست

SEVGİ SEVən

سئوگیلی

دختر عاشق و با محبت

SEVGİLİ

سئوناز

عشق ناز

SEVNAZ

سئوه ر

عاشق

SEVər

سئویمادا

جزیره عشق

SEVİMADA

سئویملی

دوست داشتنی و مهربان

SEVİMLİ

سئوین

شاد باش

SEVİN

سئوی

عشق

SEVİ

ساچاکلی

سنبل دار

SAÇAKLİ

سار شین

گیسو زرد

SARŞİN

سار گول

گل زرد

SARGÜL

سارماشان

پیچنده

SARMAŞAN

ساری ساچ

مو طلایی یا زرد

SARİSAÇ

سازتئل

دارای گیسوانی زیبا

SAZTEL

سالما

کمند

SALMA

سانای

مهنام

SANAY

سایالی

قابل احترام

SAYALİ

سوراو

خواهش تمنا ( تاتاری )

SORAV

سوسلو

مزین -  زینت شده

SÜSLU

سومای

ماه کامل

SOMAY

سون آنا

آخرین مادر

SONANA

سونایسان

آخرین دختر مهسا

SONAYSAN

سونا یگون

آخرین دختر خوشبخت

SONAYGÜL

سونا یلین

آخرین هلاله ماه

SONAYLİN

  نظرات
ادامه نوشته

نام های تورکی (پسر)

موضوع: نام های ترکی پنجشنبه هشتم فروردین 1387 21:17

 

نمونه ای از اسم های ترکی جهت آشنایی مختصر با فرهنگ ( اتراک و آذربایجان ).

اسم های زیر اسم های پسر یا آقا هستند .که به زبان ترکی

 ( آذربایجانی . آناطولی. داغستانی. تاتاری. قزاقی. ازبکی. ترکمنی. قرقیزی. باشقیرتی )

وسایر ترک های پراکنده در( چین. روسیه. بلغارستان. آلمان. مجارستان. و منطقه ئ بالکان )

 

آبی راتاش

نام شاه قوم ترک تبار کاسی ها

ABİRATAŞ

آبیشکا

ریش سفید پیر فرزانه

ABİŞKA

آپایدین

روشن

APAYİN

آیدین

روشنایی

AYDİN

آتار

سپیدی صبح --  تیر انداز

ATAR

آتالار

آبا و اجداد

ATALAR

آتانداش

رقیب - حریف

ATANDAŞ

آتتا

نام شاهی ار سلسله سوککال ماخ دولت ترک تبار

ATTA

آتورپات

نام سردار بزرگ آذربایجانی

ATURPAT

آتیلا

نامی  نامدار  مشهور

ATİLA

آتیلا ناک

تند تیز - برنده

ATİLANAK

آدسانلی

پسری که دارای اسم و رسم باشد

ADSANLİ

آدلان

معروف شو

ADLAN

آراتیار

دوست شجاع و جسور

ARATYAR

آراز

غوغا – جار جنجال بزرک قوم آ ز

ARAZ

آراز یاش

نام سرزمینی درهمدان از بلاد آذربایجان

ARAZ  YAŞ

آراسلی

از نویسندگان معاصر آذربایجان

ARASLİ

آرال

دریایی که میان دو کوه قرار گرفته باشد

ARAL

آرپاد

نام سرکرده ترک های مجار

ARPAD

آرگون

روز تمیز پاک

ARGÜN

آرش

مرد مقاوم -  مرد آهنین

ARƏŞ

آرمان

بسیار پاک - صادق

ARMAN

آرین

تمیز

ARİN

آزا

نام یکی از شاهان دولت ترک ماننا

AZA

آسلانتاش

مثل شیر

ASLANTAŞ

آلای

فلات

ALAY

آلپ

دلاور

ALP

آلماز

سخت محکم

ALMAZ

آمیت

نام رودیست در داستانهای ده دهقور قود

AMİT

آندای

هم قسم

ANDAY

آنلی یار

یارو دوست با فهم

ANLİYAR

آیار

دلگشا -  خنده رو

AYAR

آیاز

نسیم

AYAZ

آیاش

دوست - رفیق

AYAŞ

آیاتا

پدر ماه

AYATA

آیاماز

کسی که دریغ نمی کند

AYAMAZ

آی بارس

پلنگ و ماه – نام عموی آتیلا

AY BARS

آی بک

نام شاعر ترک

AY BƏk

آیشانلی

کسی که عنوان درخشان دارد

AY ŞANLİ

آیتان

ناطق - سخنگو

AY TAN

آیواز

پسر خوانده کور اوغلو

AY VAZ

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت | آرشیو نظرات
ادامه نوشته

تورک خانئم شاعر

:: ملیحه عزیزپور

 

1

بورا ات بازاری!

 

کیمیسی گؤز

کیمیسی دیل

کیمیسی بئیین

کیمیسی بویون

کیمیسی قورساق…

و، آیریجا

نئچه باتمان کیمی­لری

باها - باها دؤشه­نیبلر تاباقلارا…

 

بورا ات بازاری!

اؤزلوک اوجوزلوغو

آلانا میننت…

 

2

داها چیلدیرمیشام نانای نای…!

ایندی منیم او یئریمدیر

دونیانی تپ - چئویر ائدم.

نه اولاجاق

منی توتوب آساجاقلار

یا، جانیمی آلاجاقلار؟!

 

باخ… ایندیجه

صداقتی سویا قاتیب ایچه­جه­يم

حقیقتی بلله­له­یيب یئیه­جه­يم.

نه وئجیمه

بوغازیمدامی قالاجاق

یوخسا، ککلیيیم آزاجاق؟!

 

داها چیلدیرمیشام نانای… نای…!

الیمی، لاپ اوجا یئره قویموشام

دلیلیيیمین، سون نوقتاسینی قویموشام

بو قونونو، صاف ویجداندان دویموشام:

" یاشام، چاپیب - چاپیلماقدادیر

چاپماسان، چاپیلاجاقسان " …

 

چیلدیرمیشام داها،

نانای… نای…

 

3

او، لئیلی کیمی - شیرین کیمی بیر گؤزلدیر!

یئریشی ککلیک

دوروشو توووز

گولوشو روز گولو تکدیر.

هله،

عیشوه­سینی - نازینی گؤره­سن!!!

 

***

باغیشلایین آغا!

روزونوزون مارکاسی ندیر؟!

 

4

بو اوچونجو چایدی

سوزورم سنه.

بو دا سویویاجاق بیلیرم

گلمه­یه­جکسن

 

***

ندن گؤرنده سنی

کیریخیرام

دوغوردان؟!

 

***

بو اوچونجو چایدی

سوزمه­يیم گلمیر اؤزومه

بو دا سویویاجاق

گلمه­يه­جکسن

بیلیرم…

 

تقدیم به ...... آلتینای

آذر ایینئن 25 نه گئوره  شهید ستار خانئن ایل دئونئومئ

 

             

             

 

          ستارخان گئیب نخودی
گئتدیم سنگرده یوخ ایدی
آچدی قرآنین اوخودی
آی ماشا ا.. قالاج اوغلان
ابولفضله سراج اوغلان
ستارخان گئیب قره نی
باغلاییب بندی _ بره نی
قویمور کناردان گله نی
بارک ا.. قاللاش اوغلان
مشروطه یه فراش اوغلان

اوستاد شهریاردان بیر گوزل شعر

بهجت آباد خاطره سی

اولدوز سایاراق گؤزله میشم هر گئجه یاری
گئج گلمه ده دیر یار, یئنه اولموش گئجه یاری

گؤزلر آسیلی, یوخ نه قارالتی, نه ده بیر سس
باتمیش قولاغیم گؤر نه دوشورمکده دی داری

بایقوش آییغام سؤیله یه رک گاهدان اییلده ر
گاهدان اونو دا یئل دئیه لای لای, هوش آپاری

یاتمیش هامی, بیر آللاه اویاقدیر داها بیر من
مندن آشاغی کیمسه یوخ, اوندان دا یوخاری

قورخوم بودو یار گلمه یه, بیردن یاریلا صوبح
باغریم یاریلار, صوبحوم آچیلما! سنی تاری

دان اولدوزو ایسته ر چیخا, گؤز یالواری چیخما
او چیخماسا دا اولدوزومون یوخدو چیخاری

گلمه ز, تانیرام بختیمی, ایندی آغارار صوبح
قاش بؤیله آغاردیقجا, داها باش دا آغاری

عئشق’ین کی قراریندا وفا اولمایاجاقمیش
بیلمه م کی طبیعت نییه قویموش بو قراری

سانکی خوروزون سون بانی خنجردی سوخولدو
سینه مده اوره ک وارسا کسیب قیردی داماری

ریشخندله قیرجاندی سحر سؤیله دی: دورما
جان قورخوسو وار عئشقین, اوتوزدون بو قوماری

اولدوم قارا گون آیریلالی او ساری تئلدن
بونجا قارا گونلردی ائده ن رنگیمی ساری

گؤز یاشلاری هر یئردن آخارسا منی توشلار
دریایا باخار, بللیدی چایلارین آخاری

از بس منی یاپراق کیمی هیجرانلا سارالدیب
باخسان اوزونه سانکی قیزیل گولدو, قیزاری

مئحراب-ی شفقده اؤزومو سجده ده گؤردوم
قان ایچره غمیم یوخ, اوزوم اولسون سنه ساری

عئشقی واریدی شهرییار’ین گوللو چیچکلی
افسوس قارا یئل اسدی, خزان اولدو باهاری

شهریار

رقص تورکی

18 آبان 1387 ساعت 19:59

7 -  آواری(Avarı)

7-Avarı: Azərbaijanda yaşayan avarlara mənsubdur. "Avarı" rəqsi Azərbayçanlılar arasında da geniş yayılmışdır. Üç hissəsi vardır. Rəqsin melodiyası aram aram başlayır. Sonradan tempı artırır, orta templə keçir, nəhayat, Lezqinka ritmində cəld səslənən tempramentli rəqsə çevrilir. Zaqatalada da bu rəqs "Tala" da deyilir. "Avarı"nın qadın ifasının melodiyası kişi rəqsinin melodiyasından fərqlənir. Şəkidə solo ifa olunur. Zaqatalada solo yada kollektiv surətdə ifa edilir.

7- Avari [of Avari]: It is appointed to the Avari people who live in Azerbaijan. "Avari" dance is very popular in Azerbaijan. It consists of three parts. At first it is slow, and little by little becomes faster, and at the end part it changes to the quick rhythm of the Lazginka music.

7 -  آواری: منصوب به آواری های ساکن آذربایجان میباشد. رقص آواری بطور گسترده ای بین آذربایجانیها متداول است. از سه قسمت تشکیل شده است. در ابتدا آرام بوده و به تدریج بر سرعتش افزوده شده و در نهایت به ریتم سریع لزگینکا میرسد. 

 

11
16 آبان 1387 ساعت 16:16

6 -  آلچاگولو(Alça gülü)

6- Alça gulu: 1910-1920 inci illərdə, şamaxı rayonundaki Kalva kəndinin sakini Ali kərimov tərəfindən yaranmışdır. Əsasən qadınlar oynayarlar. Tempi bir qədər cəlddir.

6- Alcha gulu [plum flower]: It is created in the middle of the years 1910-1920 in Shaki area by Mr. Ali Karimov who lived in Kavala village. It is performed by women and has a little quick dancing tempo.

6 -  آلچاگولو: در سالهای 1910 تا 1920 در ناحیه شاماخی و توسط علی کریم اف ساکن روستای کاوالا آفریده شده است. در اصل توسط خانمها اجرا میشود. سرعت آن کمی سریع است.

10
13 آبان 1387 ساعت 01:16

4 -  آسما کسمه (Asmakəsmə)

4-Asma Kəsmə: ən qədim ənənəvi toy rəqslərindən biridir. Ona qörə belə ad verilib ki, musiqinin sədaları altında gəlini bəyin evinə gətirirlər. Qəlini muşayiət edən qadınlar isə onun qarşısında oynayırlar. Rəqsin tempi aramdır, bir qədər mubaliqəli, sıçrayışlı şəkildədir.

4- Asma Kasma [hanging cutting]: It is one of the oldest dances which is current in marriage. Its name comes from music by the name of "Asma-Kasma" and they use this music when they escort the bride to the bridegrooms' home and women dance in the opposite of the bride. Its velocity is slow and a little exaggerative and full of jumps.

4 -  آسما کسمه: از جمله قدیمیترین رقصهای مرسوم در عروسی میباشد. نام گذاری آن به این دلیل است که عروس را به همراه صدای موسیقی "آسما کسمه" به خانه داماد میآورند وبا آن زنان مشایعت کننده عروس در مقابل او میرقصند. سرعت رقص آرام است. کمی افراط آمیز و بشکل پرشی است. 

5 -  آغیر قاراداغی (Ağırqaradağı)

5-Ağır Qaradağı: Qaradağda yaranmış rəqs melodiyasıdır. Şəki və Zaqatalada geniş yayılmışdır. Aram tempdə ifa olunur.

5- Agir Karadagi [heavy Karadagi]: It is melody of a dance that is created in Karadag. It is very popular in Shaki and Zagalata and performed slowly.

5 -  آغیر قاراداغی: ملودی رقصی است که در قره داغ آفریده شده است. در شکی و زاقاتالا بسیار مرسوم است. سرعت اجرای آن آرام است

9
7 آبان 1387 ساعت 18:23

3 -  آستا قاراباغی (Asta Qarabağı)

3-Asta Qarabağı: bu rəqs Qarabağda yaranıb. Rəqsin hərəkət düzümləri sabitdir, aram hissədə yerindəcə, sonra isə bir qədər tərpənişlə ifa olunur. Rəqsin tempi aramdır.

3- Asta Karabagi [slow Karabagi]: This kind of dance is created in Karabag. Its arrangement of movements is fixed and it has a slow dancing tempo.

3 -  آستا قاراباغی: این رقص در قره باغ بوجود آمده است. ترتیب حرکات رقص ثابت و سرعت آن آرام است.

8
6 آبان 1387 ساعت 10:07

2 -  آذربایجان (Azərbaycan)

2-Azərbaycan: Son dərəcə melodık, qədim rəqsdir. Onu yalnız kişilər oynayırlar. Təntənəli mərasimlərdə ifa edilir. Daha çox bayram libasında, çərkəzi çuxada oynayırlar. Xeyli cəld tempi ifaçıdan xususi məharət tələb edir.

2-Azerbaijan: It is an old and extremely melodious dance. This dance is performed only by men. It is performed at the pompful celebrations and the dancers wear festival clothes or Cherkesi cloak. It has a very fast rhythm, so the dancer must have inherent skill.

2-آذربایجان: رقصی قدیمی وبی اندازه ملودیک است. این رقص فقط توسط مردان اجرا میشود. در مراسم پرطمتراق و بیشتر در لباس عید یا ردای چرکسی اجرا میشود. ریتم بسیار سریع آن از مجری رقص مهارت ذاتی میطلبد.

vətən
2 آذر 87 - 12:30
vətən

Bir ananın övladıyıq biz hamımız
Bizi biri-birimizdən ayrı saldı
Məqsədimiz, məramımız.
Beynimizdə tağ atınca
Fikirlərin neçə rəngli göy qurşağı
Meydan açdı cəbhələrin solu, saği.
Kölgələndi, üstələndi
Qan birliyi, can birliyi,
din birliyi.


Cilalandı
fikir,
şüur,
yön birliyi.
Hardan çıxdı qarşımıza qara pişik?
Bu gün biri-birimizə
Qatı düşmən kəsilmişik.
Bu gün vahid anamızı
hərə çəkir bir tərəfə.
Kinimizi, eşqimizi
tuşlamırıq bir hədəfə.
Olan olub, torba dolub
Əsl düşmən unudulub.
Amma biri-birimizlə didişirik.
Söküb köhnə palan içi, gor eşirik.


Ömrüm boyu istəmişəm
fikirlərin min rəngini-
Duyğuların çələngini.
Amma bu gün düşünürəm:
Bu fikirlər toqquşması
Vətənimin xeyrinəmi?
Yox! Savaşlar qarşısına
Sipər etmək istəyirəm öz sinəmi!
Bizim biri-birimizə kinimizdən
Bulanıbdır dağlardakı sərçeşmələr.
Anlamıram bu məqamda
Gərəkmidir bir bu qədər çəkişmələr?
Sən də övlad, mən də övlad,
Sən də insan, mən də insan
Doğulmuşuq bir anadan,
Qanda birik, canda birik
Anaraızın xatirinə
Bəs niyə biz bir məxrəcə gələmmirik?


Atam oğlu, niyə qardaş bağındakı
Gülü deyil, kolu gördün?
Öz gözündə tiri deyil,
Qardaşının gözündəki qılı gördün?
İş gücümüz didişməkmi?
Leş üstündə didişərlər... Vətən leşmi?
Bölünməmiş nəyimiz var? O Vətəndir!
O, həm səndir, o həm məndir.
Necə bölək məni, səni?
Necə bölək bu Vətəni?
Yarı mənim, yarı sənin?
O, meyvəli bir ağacdır
Adı mənim, barı sənin?

Razısanmı bu bölgüyə?
Razısansa, gəl, barışaq.
Qarğa kimi leş üstünə gəl, darışaq.
Utanıram bu sözümdən
Əfv et məni,
yazıq Vətən, yazıq Vətən!
Fəryad çəkən bu ananı düşünən yox!
Öz dərdinin atəşinə
Qalananı düşünən yox!
Нəг ikisi mənəm - deyir
İqtidara yetişməkdən
Ayrı bir şey düşünməyir-
Coşan qəlblər, qızan başlar.
Hakimiyyət davasıdır bu savaşlar.
Vətənçin gün ağlamayır
Nə o tərəf, nə bu tərəf.
Bu Vətəni
Dədəsindən ona qalan əmlak sayır
Həm o tərəf, həm bu tərəf.
Hər biri öz peşəsində
Namus ilə çalışanlar

Bu Vətənin dərdi



حیدر بابا ایگیت امک ایتیر مز

عومور گئچر ,افسوس بره بیتیرمز

نامرد اولان عومری باش ا یئتیرمز

بیزده ,والله اونوتماریق سیزلری

گورنمه سک حلال ائدون بیزلری

بو شعری منیم سسیمله دینله یین (Download Now)بیرده سنسیزلیک قورخوسی...

بير آز سويوق ايدي بير آ‍ز دومانلي

دنيزين هاواسي اوشوتدو مني

 
 

آختارديم ساحيلده آياق ايزيني

تاپماديم ، آيريليق اوشوتدو مني

 

آرتيق چوخ گئج ايدي گون ده باتيردي

قاييق لار ساحيلده قوما باتيردي

تك ايديم ، كؤنلومده بير قيز ياتيردي

سنسيزليك خيالي اوشوتدو مني

 

آه ! ايندي هارداسان ، هارداسان گولوم ؟

آغزيمدا اود اولوب آليشير ديليم

چتين دير آيريليق ،‌آسان دير اؤلوم

سندن بوش قوجاغيم اوشوتدو مني

 

بير آز گون باتان ايدي بير آ‍ز جان يانان

يالانميش او سؤز‍لر ، يالانميش يالان

او گئتدي اوره ييم اولدو دا تالان

دنيزين يئللري اوشوتدو مني

 

دنيزين سسينه هاي وئرديم او آن

اؤزومو سولارا پای وئرديم او آن

جان وئرديم ، پای وئرديم ، هاي وئرديم او آن

دنيزين سولاري اوشوتدو مني

+ سوگی یازیب بو متنی